مرا بسپار در یادت به وقت بارش باران..............!!!..
این باران دیوانه ام می کند خواب را از چشمانم ستانده ...و... قلم را از دستانم چیزی شبیه عشق در وجودم می شکفد... آه از این شبهای بارانی اشک آلود . . .!! ______________________________
انسانها تنهائیت را پر نمیکنند … فقط خلوتت را میشکنند، هر چه انسانهای اطرافت بیشتر باشند ، خلوتت آشفته تر، و تنهائیت تنهاتر میشود …
کوک میکنم چشمانم را روی آمدنت، نمی آیی ومن برای همیشه خواب میمانم... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاش دنیا، یکبار هم که شده... بازیش را به ما می باخت، مگر چه لذتی دارد؟! این بردهای تکراری برایش؟!... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ وقتی درون زرد شد آفتاب گناه ترین حقیقت بود و ماه هبوط احساس را دید!! تا انسانیت به خشکی رسید، و به جنگ کلاغها برده شد....!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برای نبودن که . . . همیشه لازم نیست راه دوری رفته باشی میتوانی همین جا پشت تمـــام ِ بغضهایت ، گم شده باشی . . !